X
تبلیغات
رایتل

سحرگاهان که مخمور شبانه

دل گفته ها و ناگفته های سحرگاه از رها ، رهای رها

باران که آمد ....

جمعه 7 اسفند‌ماه سال 1388 02:29 ق.ظ نویسنده: رها نظرات: 0 نظر چاپ

 

باران که آمد ....من ماندم و یک جفت پای خسته 

در میان کوچه ی بی عابر 

و تو دوباره باریدی بر تمام من 

تمام من که از یاد برده بودم کیستم و چیستم 

باران که آمد ... بیادت بر تمام خویش گریستم  

 

باران که آمد ...